لغت نامه دهخدا
جراحات. [ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جراحت. ( منتهی الارب ). رجوع به جراحت شود.
جراحات. [ ج ِ ] ( ع اِ ) ج ِ جراحت. ( منتهی الارب ). رجوع به جراحت شود.
=جراحت
( اسم ) جمع جراحت زخمها ریشها.
[ویکی فقه] جراحات، موضوعی فقهی درباره زخمهایی که دربدن انسان ایجاد می شود.
این واژه جمع جراحت، از ریشه جرح، به معنای زخم است.
احکام جراحات درمنابع فقهی
احکام جراحات در منابع فقهی، عمدتاً در باب جنایات مطرح شده و ایجاد جراحت یکی از اقسام سه گانه جنایتهای کمتر از جنایت نَفْس (جنایت بر اعضای بدن، جنایت بر منافع اعضا و ایجاد جراحت) به شمار رفته است.
انواع جراحات
جراحات بر دو گونه اند: شِجاج و جِراح.
شجاج (جمعِ شَجَة) زخمهای سر و صورت، و جراح (جمعِ جُرْح) زخمهای سایر اعضای بدن است.
نظر فقهای اهل سنت در مورد شجاج و جراح
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرم بر اثر بیماری ریوی و جراحات جنگ ایران و عراق صبح ۳۰ دی ۱۴۰۲ در تبریز درگذشت.
💡 سپس رفتار و گفتار آنها را چنين شرح مى دهد: آنان به يارى پيامبران خود برخاستند واز تلفات سنگين و جراحات سخت و مشكلات طاقت فرسائى كه در راه خدا ديدند هرگزسست و ناتوان نشدند، آنها در مقابل دشمن هيچگاه تضرع و زارى و خضوع و كرنش نكردندو تسليم نشدند (ما ضعفوا و ما استكانوا)
💡 محبت و دلجوئى و مرهم گذاشتن بر جراحات قلبى و جسمى داشتند، تا به سرعت همه اينجراحات، التيام پذيرد و آماده براى حوادث آينده شوند.
💡 چون ز صحن گلستان گلهای رنگین میدهد تازه میگردد جراحات دل خونین من
💡 به صد شمشیر و ناوک نامد از دشمن صفایی را جراحاتی که دارد سینه ام ز ابروی و مژگانش