لغت نامه دهخدا
بمبار. [ ب ُ ] ( اِ ) سپستان، که گیاهی است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به سپستان شود.
بمبار. [ ب ُ ] ( اِ ) سپستان، که گیاهی است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به سپستان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتگو بر سر توجیه استفاده متفقین از بمباران هوایی به طور کلی، و حمله به درسدن به طور ویژه، تا به امروز ادامه دارد. برخی بر این باورند که حمله به درسدن یک شکست اخلاقی برای متفقین و حتی یک جنایت جنگی است اما مدافعان این عملیات میگویند بخشی ضروری از یک جنگ تمامعیار برای شکست آلمان نازی بود.
💡 درگیریها در طول شب تداوم یافت و مقامات آذربایجانی گفتند که نیروهای آذربایجان حمله ارتش ارمنستان را در سمتهای خوجاوند، فضولی و قبادلی دفع کردهاند. حدود ساعت ۱۰ صبح، وزارت دفاع جمهوری آذربایجان اعلام کرد نیروهای ارمنی شهرستانهای ترتر و گورانبوی را آماج بمباران قرار دادهاند. در میانه روز، وزارت دفاع ارمنستان وقوع درگیریها در منطقه چاناقچی که در چند کیلومتری جنوبی شوشی قرار دارد، را مخابره کرد.
💡 در روز ۲۳ بهمن ۱۳۶۵ مسابقه فوتبالی میان دو تیم منتخب چوار و جوانان استان ایلام در حال برگزاری بود که پس از گذشت ده دقیقه از نیمه دوم به ناگاه هواپیماهای عراق از راه رسیدند و زمین فوتبال را با همه بازیکنان و تماشاگرانش بمباران کردند. دراین حادثه ۱۰ بازیکن، سه کودک، یک داور و یک تماشاگر کشته شدند و ۶ نفر هم زخمی شدند.
💡 بمباران به اهداف خود که مجبور کردن بریتانیا به تسلیم و وارد کردن ضربه جدی به اقتصاد نظامی بریتانیا بود نرسید. هشت ماه بمباران هرگز جلوی تولیدات بریتانیا را نگرفت، و صنایع جنگی به فعالیت و گسترش ادامه دادند.