جاری کردن

مترادف‌ها

روان کردن، جاری ساختن

متضادها

متوقف کردن، بازداشتن

لغت نامه دهخدا

جاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روان ساختن. || معمول داشتن. متداول کردن. راندن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) روان ساختن معمولداشتن متداولکردن.

جمله سازی با جاری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شیوه اول: انتقال آب از طریق قنات به طول ۹۶ کیلومتر به مخزنی در زیر کوه‌های بشاگرد، ساخت مخزن زیرزمینی و سپس پمپاژ عمودی آب از وسط یک دالان عمودی تا ارتفاع ۵۰۰ متر و سپس جاری کردن آن به‌هامون. اگر فن آوری کنونی امکان پمپاژ آب در یک مرحله تا ارتفاع ۵۰۰ متری را فراهم نکند، ضروری است که در ارتفاع ۲۵۰ متری مجددا آب دریافتی پمپاژ شده و تا ارتفاع ۵۰۰ متری برسد.

💡 در منابع طب سنتی ایران چهار روش برای خارج کردن خون از بدن فرد ذکر شده‌است که عبارت‌اند از: حجامت، فصد، زالو درمانی و جاری کردن خون از بینی که از این میان حجامت بیش از روش‌های دیگر استفاده می‌شود.

💡 دولت تصمیم گرفت برای حمایت از کسب‌وکارهای کوچک، روند جاری کردن تسهیلات بانکی با نرخ بهره بسیار پایین را در سراسر کشور آغاز کند.

💡 مدیر عامل شرکت دستور داد تا روند جاری کردن پروژه‌های جدید توسعه‌ای با سرعت بیشتری انجام شود تا در زمان مقرر به بهره‌برداری برسند.

💡 در مدیریت بحران، یکی از مهم‌ترین اقدامات، جاری کردن جریان اطلاعات صحیح و شفاف بین سازمان‌ها برای جلوگیری از انتشار شایعات نادرست است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران