ایل جاری کردن

لغت نامه دهخدا

ایل جاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خبر کردن. ابلاغ کردن. اطلاع دادن مردم ده را برای کاری.

فرهنگ فارسی

خبر کردن. ابلاغ کردن

جمله سازی با ایل جاری کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لذا برهان نظم که بر قیاس استوار است، یکی از بنیان‌هایش را که همان شباهت کامل دو موضوع است از دست می‌دهد و دیگر لزومی به جاری کردن یک حکم بر هر دو موضوع نیست.

💡 بطوریکه ۴۹ فروند بالگرد از مجموع ۵۰ بالگرد متعلق به هوانیروز، توسط هواپیماهای جنگنده عراقی هدف قرار گرفتند. در این مرحله از عملیات خیبر، نبرد در آب‌هایی با عمق ۲ متر انجام می‌شد، که در این میان، عراقی‌ها با استفاده از کابل‌های برق نصب‌شده در برخی کانال‌ها، اقدام به جاری کردن جریان الکتریسیته در آب‌های نیزارها نمودند، که این اقدام به برق‌گرفتگی و کشته‌شدن بسیاری از نیروهای ایرانی انجامید و در همان ایام نیز تلویزیون عراق، اجساد سربازهای ایرانی را در این کانال‌ها به نمایش گذاشت..

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز