ثوابی
مترادفها
پاداش، اجر، نیکوکاری
لغت نامه دهخدا
ثوابی. [ ث َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ثوابة که دروازه ای است به بغداد. ( سمعانی ).
جمله سازی با ثوابی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساقی امشب ز تو ما چشم نگاهی داریم بی ریا قصد ثوابی به گناهی داریم
💡 جز زهد گنه هیچ ندیدیم و نکردیم جز عشق بتان هیچ در آفاق ثوابی
💡 مرا راحت ترا باشد ثوابی خلاصم باشد ار باشد عقابی
💡 در لعل آبدارت، آب بقاست پنهان دریاب تشنگان را گر می کنی ثوابی
💡 گر ز من نامد ثوابی ناتوان این گنه بخشند در پاداش آن
💡 با بندهٔ صادق چه عتابی چه عطایی با خواجهٔ مشفق چه ثوابی چه گناهی
💡 او همیشه تلاش میکرد با کمک به نیازمندان و انجام کارهای خیرخواهانه، کسب ثوابی برای آینده خود در جهان پس از مرگ را مدنظر قرار دهد.
💡 ساختن یک چاه آب در مناطق خشک و کمآب، یکی از بزرگترین کارهای خیر و ثوابی است که میتواند زندگی مردم را تغییر دهد.
💡 هر عمل کوچکی که از روی نیت پاک و برای رضای خداوند انجام شود، میتواند ثوابی بزرگ و ماندگار برای انجامدهنده آن به همراه داشته باشد.