مناکدت

لغت نامه دهخدا

مناکدت. [ م ُ ک َ / ک ِ دَ ] ( از ع، اِمص ) مناکدة. رجوع به مناکدة شود.
- مناکدت کردن؛ سخت گرفتن. تنگ گرفتن. سختگیری کردن: روزگار در تیسیر مراد او مناکرت و مناکدت می کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 392 ). رجوع به مناکدة شود.
مناکدة. [ م ُ ک َ دَ ]( ع مص ) زشت خویی نمودن و با هم دشواری کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). تنگ و سخت گرفتن بر کسی. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به مناکدت شود.

استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز