لغت نامه دهخدا
ینواریوس. [ ی ِ ن ُ اِ ] ( لاتینی، اِ ) ینوارییوس. تشرین اول. ( از التفهیم ). ژانویه. ( یادداشت مؤلف ). ینیر. و رجوع به ینیر شود.
ینواریوس. [ ی ِ ن ُ اِ ] ( لاتینی، اِ ) ینوارییوس. تشرین اول. ( از التفهیم ). ژانویه. ( یادداشت مؤلف ). ینیر. و رجوع به ینیر شود.
ینوارییوس تشرین اول