لغت نامه دهخدا
تکتاز. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) دو وتاخت و سرعت و شتاب و تلاش و تجسس. ( ناظم الاطباء ).
تکتاز. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) دو وتاخت و سرعت و شتاب و تلاش و تجسس. ( ناظم الاطباء ).
دو و تاخت و سرعت و شتاب و تلاش و تجسس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عائله مند را با والائی ها چکار؟ تکتازان تنها به پیش می رانند. خورشید از آن رو که تنهاست تمام آسمان را در می نوردد. اما ستاره ی جدی که بنات النعش را در اطراف خویش دارد، همیشه یک جا می ماند.
💡 به پیش آمد بیابانِ دگر باز که پایانش ندیده وهم تکتاز