توتر

لغت نامه دهخدا

توتر. [ ت َ وَت ْ ت ُ ] ( ع مص ) سخت گردیدن پی و گردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سخت شدن پی و مانند وتر گردیدن. ( از اقرب الموارد ).
- توتر قضیب؛ فریسموس. علتی است که بی آرزوئی حاجت مرد برخاسته ماند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به افریسموس و فریسموس و فریسیموس شود.

فرهنگ فارسی

سخت گردیدن پی و گردن سخت شدن پی.

جمله سازی با توتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توتر کی ۴۰۸ نفر جمعیت دارد و ۱۸۲٫۸۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 ماند با خط تو چسبیده سیاهی دو چشم زان که خط توتر و دیده من نیز نم است

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز