توبه گری
مترادفها
توبهدیدن، پشیمانی، ندامت، استغفار
متضادها
گناهکاری، اصرار بر گناه
لغت نامه دهخدا
توبه گری. [ ت َ / تُو ب َ / ب ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) توبه کردن. بازگشتن از گناه:
همه روزه مرا توبه گری درخور بود
روزه بگذشت و کنون نیست مرا آن درخور.فرخی.رجوع به توبه و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
توبه کردن. بازگشتن از گناه
جمله سازی با توبه گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نکند طبع ملک میل گناه ناید از توبه گری دیو به راه
💡 از پرده دری پناه من باش بر توبه گری گواه من باش
💡 در متون ادبی و عرفانی، توبه گری و بازگشت به سوی حقیقت، گامی اساسی برای پاکسازی روح و رسیدن به مراحل بالاتر معنوی و عرفانی است.
💡 انسان با توبه گری از اشتباهات گذشته خود، میتواند آرامش درونی پیدا کرده و دوباره تلاش کند تا زندگی خود را بر اساس ارزشهای اخلاقی بسازد.
💡 مفسران معتقدند که توبه گری واقعی مستلزم پشیمانی عمیق از خطا و تصمیم قاطع برای هرگز تکرار نکردن آن عمل اشتباه در آینده است.