تهزم

لغت نامه دهخدا

تهزم. [ ت َ هََ زْ زُ ] ( ع مص ) شکسته شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). شکسته شدن عصا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بانگ کردن رعد. ( تاج المصادر بیهقی ). بانگ کردن کمان و تندر و رعد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دریده گشتن مشک از خشکی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با تهزم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در خطبه 133 مى خوانيم و كتاب الله بين اظهركم، ناطق لا يعيا لسانه، و بيت لا تهدماركانه، و عز لا تهزم اعوانه: (كتاب خدا در ميان شما است، سخنگوئى است كه هرگززبانش به كندى نمى گرايد، و خانه اى است كه هيچگاه ستونهايش فرو نمى ريزد، ومايه عزت است آنچنان كه يارانش هرگز مغلوب نمى شوند).

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
آشفته یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز