لغت نامه دهخدا
تنگ زعفران. [ ت َ زَ ف َ ] ( اِ مرکب ) برگهای زرد که در خزان می ریزد. ( آنندراج ). برگهای زردی که در پاییز از درخت می ریزد. ( ناظم الاطباء ).
تنگ زعفران. [ ت َ زَ ف َ ] ( اِ مرکب ) برگهای زرد که در خزان می ریزد. ( آنندراج ). برگهای زردی که در پاییز از درخت می ریزد. ( ناظم الاطباء ).
برگهای خزان و زرد که در خزان می ریزد. برگهای زردی که در پاییز از درخت می ریزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زعفران سای گشته هاونها تنگ چون تنگ زعفران بینی