لغت نامه دهخدا
تقاویم. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تقویم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقویم شود.
تقاویم. [ ت َ ] ( ع اِ ) ج ِ تقویم. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تقویم شود.
تقویم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این کتاب (دلیل المنجمین) گفته های کوتاهی است در حساب تقاویم و اعمال موالید و ضعف و قوت کواکب که به در خواست بعضی از اخوان و با جداولی چند مناسب موضوعات نگاشته شده است.