لغت نامه دهخدا
تشنیعزن. [ ت َ زَ ] ( نف مرکب ) بدگوی. سرزنش کننده. ملامت گر:
مرغ سحر تشنیعزن، بر قتل مرغ بابزن
مرغ صراحی در دهن تریاق غمها داشته.خاقانی.و رجوع به تشنیع و تشنیع زدن شود.
تشنیعزن. [ ت َ زَ ] ( نف مرکب ) بدگوی. سرزنش کننده. ملامت گر:
مرغ سحر تشنیعزن، بر قتل مرغ بابزن
مرغ صراحی در دهن تریاق غمها داشته.خاقانی.و رجوع به تشنیع و تشنیع زدن شود.
بد گوی سرزنش کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری تشنیع زنان بودم بر عهد وفاداری
💡 مرغ سحر تشنیع زن بر قتل مرغ باب زن مرغ صراحی در دهن تریاق غمها داشته
💡 همچنان ای خواجهٔ تشنیع زن از بلا و فقر و از رنج و محن