لغت نامه دهخدا
تسبیح شمار. [ ت َ ش ُ ] ( نف مرکب ) کنایه از زاهد. ( آنندراج ) ( بهار عجم ) ( ناظم الاطباء ):
غافل مشو از حلقه تسبیح شماران
زان دام بیندیش که از دانه گذارند.صائب ( از آنندراج ).
تسبیح شمار. [ ت َ ش ُ ] ( نف مرکب ) کنایه از زاهد. ( آنندراج ) ( بهار عجم ) ( ناظم الاطباء ):
غافل مشو از حلقه تسبیح شماران
زان دام بیندیش که از دانه گذارند.صائب ( از آنندراج ).
کنایه از زاهد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غافل مشواز حلقه تسبیح شماران زان دام بیندیش که از دانه گذارند
💡 زهاد ندارند جز این نقد و قماشی صد دانهٔ تسبیح شماری و دگر هیچ
💡 چون مؤذن سر تسبیح شماران بودیم گردشی کرد فلک، رشته ز تار شدیم