تریّه مصدری عربی است به معنای حرکت و آمدوشدِ میغ و ابرهای بارانزا. این واژه در متون کهن فارسی، بهویژه در آثار ادبی و لغتنامههای تاریخی، ثبت شده و برای توصیف جابهجایی و تغیّر پدیدههای جوی به کار رفته است. در مفهوم دیگر، تریّه به درخشش و نمایان شدن سراب و سپس ناپدیدشدن ناگهانی آن اشاره دارد. این معنا بیانگر حالت متغیر و فریبندهی سراب است که در بیابانها پدیدار میشود و با تابش نور، لحظاتی به نظر میرسد و سپس محو میگردد. بنابراین، این واژه هم برای حرکت ابرها و هم برای ظهور و اختفای سراب کاربرد دارد و در هر دو حالت، بر ناپایداری و دگرگونی پدیدههای طبیعی دلالت میکند.
تریه
لغت نامه دهخدا
تریه. [ ت َ رَی ْ ی ُه ْ ] ( ع مص )شد و آمد کردن میغ و کوراب. ( تاج المصادر بیهقی ). درخشیدن و ناپدید شدن سراب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). نمایان و ناپدید شدن سراب. ( از اقرب الموارد ).
تریه. [ ت ُ ی ِ ] ( اِخ ) از نویسندگان خوش طبع و شیرین بیان فرانسوی است. وی بسال 1823 م. متولد شد و در سال 1907 م. درگذشت. او راست رایمند. و سوواژئون وی به عضویت آکادمی فرانسه نایل آمد.
جمله سازی با تریه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تیری فرمو دبیر هنری جشنواره در مصاحبه با ایستگاه رادیویی «یوروپ ۱» بهطور ضمنی از انجام مذاکرات برای دعوت دوباره از فون تریه برای حضور در کن خبر داد.