لغت نامه دهخدا
شبینه. [ ش َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) شبانه است که هرچیز شب مانده باشد از آب و نان و طعام و میوه و امثال آن. ( برهان ). رجوع به شبانه و شب مانده شود. || ( اِ مرکب ) شب پره که مرغ عیسی باشد. ( برهان ). || صمغ درخت صنوبر. ( برهان ).
شبینه. [ ش َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) شبانه است که هرچیز شب مانده باشد از آب و نان و طعام و میوه و امثال آن. ( برهان ). رجوع به شبانه و شب مانده شود. || ( اِ مرکب ) شب پره که مرغ عیسی باشد. ( برهان ). || صمغ درخت صنوبر. ( برهان ).
(شَ نِ ) (ص نسب. ) ۱ - منسوب به شب. ۲ - خوراکی که از شب مانده باشد.
۱. شبانه.
۲. خوراکی که از شب مانده باشد.
منسوب به شب، شبانه، خوراکی که ازشب مانده باشد
۱ - ( صفت ) منسوب به شب شبانه. ۲ - خوراکی که از شب مانده باشد: آب شبینه نان شبینه. ۳ - ( اسم ) شب پره خفاش. ۴ - صمغ درخت صنوبر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل می کنم به خط خوش ازان زلف مشکبار ته جرعه ای بس است خمار شبینه را
💡 صبحست و در پیاله مییی همچو آفتاب ساقی بیار باقی نقل شبینه را