ترغیب کردن

یک مصطلح فعلی مرکب در زبان فارسی است که ساختاری چندوجهی دارد و در حوزه معنایی تحریک و تشویق به کنش قرار می‌گیرد. ریشه این واژه در رغبت نهفته است که به معنای میل، اشتیاق، و تمایل قلبی است. در فرهنگ‌های لغت کهن‌تر، مانند آنچه در ناظم الاطبا ذکر شده، مترادف اصلی آن برآغالانیدن تعریف گردیده که اشاره به تحریک و تهییج نمودن فرد برای انجام کاری دارد؛ این امر نشان‌دهنده تأکید تاریخی بر جنبه فعّال‌سازی و برافروختن میل درونی مخاطب است. بنابراین، مفهوم بنیادی ترغیب کردن فراتر از یک درخواست ساده بوده و دلالت بر عملی آگاهانه برای شکل‌دهی به گرایش و خواست درونی طرف مقابل دارد.

بسط مفهوم در کاربردهای رسمی و ادبی

در بافت‌های نوشتاری رسمی و ادبی، عمل ترغیب کردن به شیوه‌های مختلفی خود را آشکار می‌سازد و از دایره صرفاً تحریک زبانی خارج می‌شود. این مفهوم شامل مجموعه‌ای از فنون کلامی و استدلالی است که هدف آن سوق دادن ذهن مخاطب به پذیرش یک اندیشه، اتخاذ یک رویه، یا انجام یک اقدام مشخص است. به‌کارگیری استدلال‌های منطقی، ارائه شواهد قانع‌کننده، یا حتی استفاده از لحن ملایم و اثرگذار، همگی ابزارهایی هستند که در فرآیند ترغیب به کار می‌روند تا مقاومت‌های احتمالی را درهم شکسته و رغبت را به نقطه اوج برسانند. این امر مستلزم درک عمیق روانشناسی مخاطب و شناخت دقیق پیش‌فرض‌ها و موانع فکری اوست.

لغت نامه دهخدا

ترغیب کردن. [ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برآغالانیدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بر آغالانیدن

جمله سازی با ترغیب کردن

💡 شرکت‌ها برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و بازاریابی اجتماعی، از افراد تأثیرگذار اجتماع برای ترغیب کردن مصرف‌کنندگان به برند خود استفاده می‌کنند.