لغت نامه دهخدا
ترد شدن. [ ت ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لطیف و نرم شدن، چنانکه گوشت را در برف یا پیاز و انجیر رنده شده خوابانند تا نرم و ترد شود و از حالت چغری بیرون آید. رجوع به ترد شود.
ترد شدن. [ ت ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) لطیف و نرم شدن، چنانکه گوشت را در برف یا پیاز و انجیر رنده شده خوابانند تا نرم و ترد شود و از حالت چغری بیرون آید. رجوع به ترد شود.
لطیف و نرم شدن. چنانکه گوشت را در برف یا پیاز و انجیر رنده شده خوابانند تا نرم و ترد شود و از حالت چغری بیرون آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میلهها از ترد شدن ناشی از هیدروژن که به دلیل تنش کششی بالا و هیدروژن موجود در ماده مستعد بودند، دچار شکست شدند. میلهها به دلیل نداشتن مقاومت کافی دچار شکست نشدند. در حالی که آنها الزامات مقاومت را برآورده میکردند، ساختار ناهمگن بود که باعث ایجاد مقاومتهای متفاوت و چقرمگی پایین شد.
💡 ناسا بررسی کرد که کدام فلزات در معرض ترد شدن هستند و کدام فقط در معرض حمله هیدروژنی دمابالا هستند: آلیاژهای نیکل، فولادهای زنگ نزن آستنیتی، آلومینیوم و آلیاژهای آن. و مس (از جمله آلیاژهای آن). همچنین آزمایشگاه ملی سندیا یک راهنمای جامعه تولید کردهاست.