لغت نامه دهخدا
تراش دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن. || بریدن شاخهای زاید و کوچک درخت را تا شکلی بهتر گیرد. ( یادداشت مؤلف ).
تراش دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن. || بریدن شاخهای زاید و کوچک درخت را تا شکلی بهتر گیرد. ( یادداشت مؤلف ).
تراشیدن یا بریدن شاخهای زاید و کوچک درخت را تا شکلی بهتر گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با کشف یک ساطور متعلق به انسان ابزار ساز، قدمت سبزوار که پیش از این تنها ۶ هزار سال تخمین زده میشد به ۱۲هزار سال افزایش یافت. سنگ اولیه ابزار سنگی به صورت رگههایی در ارتفاعات بینالود وجود داشته و انسانهای آن روزگار، این سنگها را از طریق آب حمل کرده و به مناطق زیست خود انتقال داده سپس با تراش دادن سنگها، ابزار مورد نیاز شان را از آن تولید میکردند.
💡 عمل تراش دادن داده، معمولاً شامل نادیده گرفتن دادههای دودویی (معمولاً تصاویر یا دادهٔ چند رسانه ای)، نادیده گرفتن قالب دهی نمایشگر، نادیده گرفتن برچسبهای تکراری، نادیده گرفتن توضیحات زاید، و نادیده گرفتن اطلاعات دیگری است که یا بی ربط اند یا مانع پردازش خودکار میشوند.