تب و نوبه
مترادفها
تب و لرز
لغت نامه دهخدا
تب و نوبه. [ ت َ ب ُ ن َ / نُو ب َ / ب ِ ] ( ترکیب عطفی، اِمرکب ) رجوع به تب، و نوبه و دیگر ترکیبات تب شود.
جمله سازی با تب و نوبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در لرزه و تعب، ز تب و نوبه میمکید اندر دهانش انگشت، از حسرت دوای
💡 در موارد شدید عفونت مغزی، بیمار ممکن است دچار تب و نوبه شود که نیاز به مراقبتهای ویژه در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان دارد.
💡 مشاهده همزمان تب و نوبه در کودکان میتواند نشانه یک بیماری عصبی یا عفونی جدی باشد که باید فوراً توسط متخصص اطفال بررسی شود.
💡 پزشک معتقد بود که ترکیب تب و نوبه در این بیمار، نشاندهنده واکنش شدید سیستم عصبی به سموم ناشی از عفونت شدید بدن است.