لغت نامه دهخدا
تب بی دور. [ ت َ ب ِ بی دَ / دُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )تب نامنظم. نوبه غیرمنظم. تب دیوانه. رجوع به تب ودیگر ترکیبهای آن و نوبه غیرمنظم و تب مالت شود.
تب بی دور. [ ت َ ب ِ بی دَ / دُو ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب )تب نامنظم. نوبه غیرمنظم. تب دیوانه. رجوع به تب ودیگر ترکیبهای آن و نوبه غیرمنظم و تب مالت شود.
تب نامنظم نوب. غیر منظم تب دیوانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهاء الدّین که تا دور جهان بود نپندارم که چون تو یک جوان بود
💡 ای منزل تو دل و دل از هجر تو ریش ای جای تو چشم و چشم از روی تو دور
💡 آنانکه ز راه مهر او دور شدند زان مردم دور مردم ای دل بگریز
💡 چون رخ بنمودی بده از لعل لبت کام در دور گل آن به که کند کس طرب و عیش
💡 چون از تبار خویش ملکشاه دور شد گشتند ملک جویگروهی هم از تبار