لغت نامه دهخدا
بیشه ستان. [ ش َ / ش ِ س ِ / شِس ْ ] ( اِ مرکب ) ( از: بیشه + ستان، پسوند مکان، همچون گلستان و ترکستان و جز اینها ) بیشه سار. آنجا که بیشه بود. جای بابیشه:
گوهرذوالفقار او گرنه علی است چون کند
بیشه ستان رزم را آتشی و غضنفری.خاقانی. || ( نف مرکب ) ستاننده بیشه:
بیشه ستان بتیرها ایمن از آتش سنان
شیردلان ز نیزه ها بیشه فزای معرکه.خاقانی.