لغت نامه دهخدا
بیش خور. [ خوَرْ/خُرْ ] ( نف مرکب ) بسیارخوار. اکول. شکمباره.
بیش خور. [ خوَرْ/خُرْ ] ( نف مرکب ) بسیارخوار. اکول. شکمباره.
بسیار خوار. اکول. شکمباره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چه رسد، بیش خور و کم مخور ور نرسد هم برسد، غم مخور
💡 کم خور و بسیاری راحت نگر بیش خور و بیش جراحت نگر
💡 زیرا عرضی است غم که در مدت عمر هر چند کزو بیش خوری کم نشود