بیابانیان
مترادفها
بیاباننشینان، بدویان
لغت نامه دهخدا
بیابانیان. ( اِ مرکب ) ج ِ بیابانی، بمعنی صحرانشین. رجوع به بیابانی شود. || ستاره هایی که در غیر مدار آفتاب و ماه واقع شده اند. ( ناظم الاطباء ذیل بیابانیات ). کواکب قدر اول و دوم و سوم و منازل قمر. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بیابانی شود. || زنان صحرانشین. ( فرهنگ فارسی معین ).
جمله سازی با بیابانیان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وان بیابانیان زنگی سار دیو مردم شدند و مردم خوار
💡 مگر زآفت آن بیابانیان به راحت رسد کار خزرانیان
💡 نگفت از سر داد و دینپروری سخن چون بیابانیان سرسری
💡 بیابانیان را نباشد نوا بجز گرمییی کان بود در هوا
💡 نپذرفت یعنی که با گنج و ساز بیابانیان را نباشد نیاز