بی گفت و گو

لغت نامه دهخدا

بی گفت و گو. [ گ ُ ت ُ ] ( ق مرکب ) ( از: بی + گفت + و + گو ) بی گفتگو. رجوع به بی گفتگو شود.

فرهنگ فارسی

بی گفتگو

جمله سازی با بی گفت و گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لیک این راه کسی باشد که او در میان ما بود بی گفت و گو

💡 هر که مقتول محبت گشت او خون بهایش حق بود بی گفت و گو

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز