لغت نامه دهخدا
بی دیت. [ ی َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + دیت ) که دیت ندارد. بی خون بها:
بیدیت است آنکه تو خون ریزیش
بی بدل است آنکه تو آویزیش.نظامی.رجوع به دیت شود.
بی دیت. [ ی َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + دیت ) که دیت ندارد. بی خون بها:
بیدیت است آنکه تو خون ریزیش
بی بدل است آنکه تو آویزیش.نظامی.رجوع به دیت شود.
که دیت ندارد ٠ بی خون بها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عزیمت گشت محکم در نیتها که خون ریزند فردا، بی دیتها
💡 بی بدل است آنکه تو آویزیش بی دیت است آنکه تو خون ریزیش