بهشت وار

مترادف‌ها

بهشتی، سعادت‌بخش

متضادها

جهنمی، دنیوی

لغت نامه دهخدا

بهشت وار. [ ب ِ هَِ ] ( ص مرکب ) بهشت گونه. بهشت آسا:
بستان بهشت وار شد و لاله
رخشان بسان عارض حورا شد.ناصرخسرو ( دیوان چ تهران ص 129 ).اردیبهشت ماه بسر بر بیک صبوح
کاردیبهشت کرد جهان را بهشت وار.سوزنی.

فرهنگ فارسی

بهشت گونه. بهشت آسا

جمله سازی با بهشت وار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بهشت وار شود بوستان عارض او چنان کجا شود اکنون بهشت وار جهان

💡 آبادتر ولایت توران بعهد تو کز عدل تست کشور توران بهشت وار

💡 بهشت وار شد از نوبهار گیتی باز در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز

💡 بهشت وار شد از نو بهار و بخت جوان پدید گشت گل خرمی که بود نهان

💡 خیز، ای بت بهشتی، آن جام می بیار کار دی بهشت کرد جهان را بهشت وار

💡 گیتی بهشت وار شد از روزگارِ گل در باغ بشکفید رخِ چون نگارِ گل

💡 آن باغ پر از درختان سایه‌دار و گل‌های خوشبو، فضایی بسیار آرام و بهشت وار داشت که هر کسی را به خود جذب می‌کرد.

💡 وی با توصیف مناظر زیبای کوهستان و رودخانه خروشان، تصویری بهشت وار از طبیعت بکر و دست‌نخورده را در ذهن شنوندگان ترسیم کرد.

💡 منظره‌ی غروب خورشید بر فراز اقیانوس، صحنه‌ای بهشت وار و جادویی ایجاد کرده بود که تماشای آن برای ساعت‌ها لذت‌بخش بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران