لغت نامه دهخدا
بنواختن. [ ب ِ ت َ ] ( مص ) رجوع به نواختن شود.
بنواختن. [ ب ِ ت َ ] ( مص ) رجوع به نواختن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دم عبید از خوی او باید شکایت کم کنم عادت ندارد یار ما بیچارگان بنواختن
💡 کار جزع و لعل توست آزردن و بنواختن هرکه را این بشکند آن مومیایی میدهد
💡 بفرمود بزم نکو ساختن هر آنکس کجا دید بنواختن
💡 گر دهیم ره به خویش یا نگذاری به پیش هر دو به دستت در است کشتن و بنواختن