بن و بار
مترادفها
ریشه و ثمره، اصل و فرع
لغت نامه دهخدا
بن و بار. [ ب ُ ن ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) از بیخ و بن.
- از بن و بار؛ از بیخ و بن. از اصل و بنیاد:
خبر نداردکاندر دلم اثر نکند
اگر جهان همه تیمار گردد از بن و بار.عنصری.عطار به کلبه در با عود همی گفت
کاصل تو چه چیز است و چه چیزی ز بن و بار.فرخی.میر گرت یک قدح شراب فروریخت
چون که تو از دین برون شدی ز بن و بار.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
از بیخ و بن ٠ از اصل و بنیاد
جمله سازی با بن و بار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیم جان گوید از زبان عدوت چون بر آری روانش از بن و بار
💡 مخور حسرت ز غمهای کهن بار که نبوَد این سخنها را بن و بار
💡 شکایتم که تو میسوزی از تغافل نیست چنانکه زلف تو کند از تطاولم بن و بار
💡 خبر ندارد کاندر دلم اثر نکند اگر جهان همه تیمار گردد از بن و بار
💡 غول دلیل راه شد، دیو سر سپاه شد دیو و طلسم هر دو را از بن و بار بشکنم
💡 شاخ تعظیم مقتدای جهان باد سر سبز و تازه از بن و بار