لغت نامه دهخدا
بلیطفروش. [ ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) فروشنده بلیط. آنکه بلیط فروشد.
بلیطفروش. [ ب ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) فروشنده بلیط. آنکه بلیط فروشد.
فروشند. بلیط. آنکه بلیط فروشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشتر درآمد بلیط فروشی در یک بازی در این ورزشگاه در ۱۹ ژوئن ۱۹۹۶ و مربوط به دیدار تیمهای ترکیه و دانمارک در چارچوب رقابتهای یورو ۹۶ با ۱٬۰۱۲٬۱۵۰ پوند بود. ۲۸٬۶۷۱ نفر از نزدیک از این مسابقه دیدن کردند.
💡 به منظور تشویق مردم به استفاده از ماشینهای بلیط و کاهش نیاز به افراد بلیط فروش، ممکن است تخفیفهایی برای خرید بلیط از این دستگاهها در نظر گرفته شود.
💡 تراکتور اولین باشگاه در سطح ایران است که توانسته بلیط فروشی را طبق استاندارد کنفدراسیون فوتبال آسیا بهدست بگیرد، گفتنی است بلیط فروشی سایر باشگاهها از طریق هیئت فوتبال استانها انجام میگیرد.