لغت نامه دهخدا
بقه. [ ب ُق َ / ق ِ ] ( اِ ) گاو تخمی. گاو نری که از آن برای تولید مثل استفاده میکنند. ( فرهنگ فارسی معین ). گوساله. ( مؤید الفضلاء ص 185 ).
بقه. [ ب ُق َ / ق ِ ] ( اِ ) گاو تخمی. گاو نری که از آن برای تولید مثل استفاده میکنند. ( فرهنگ فارسی معین ). گوساله. ( مؤید الفضلاء ص 185 ).
( اسم ) گاو تخمی گاونری که از آن برای تولید مثل استفاده میکنند.
موضعی نزدیک حیره یا نزدیک هیت یا نام زنی و باین معنی اخیر بدون الف و لام است. نام زنی.
💡 با تاج گردد از تو چو طاوس هر که سر قمری صفت بر بقه فرمان در آورد
💡 خر... ل و خربفائی نه عقل و نه خرد اندر سرت بخر دله ای و بخر بقه
💡 به جز خدایی که هست قیوماً لا ینام بر بقه طاعش مطیع از خاص و عام