بسعی

مترادف‌ها

با تلاش، با کوشش، با کوشش و تلاش

متضادها

بی‌تلاش، بدون کوشش

لغت نامه دهخدا

بسعی. [ ب ِ س َ ] ( ق مرکب ) از بای اضافه + سعی، شتابان و بتعجیل. ( ناظم الاطباء ). || بزودی. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به سعی شود.

فرهنگ فارسی

شتابان بتعجیل بزودی.

جمله سازی با بسعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بسعی تست همه عز من ظریف و بلند زجود تست همه مال من کثیر و قلیل

💡 براه ملک قدم میروی بسعی حدوث بتاز و دیده بد و نان همنشین مگشای

💡 تو یار اگر نشوی بخت یار چون گردد بسعی خویش کسی بختیار چون گردد

💡 گفتم از انعام عامش بر فلک سایم کلاه بازگشتم خود بسعی چرخ با خف حنین

💡 بسعی تست که دادست پرده دار بصر درون منظره ی دیده بار مردم چشم

💡 موفقیت‌های چشمگیر که امروزه در این شرکت مشاهده می‌کنیم، تنها بر اثر بسعی و تلاش بی‌وقفه کارکنان و مدیریت هوشمند آن مجموعه حاصل شده است.

💡 او با بسعی و کوشش فراوان در مسیر تحصیلات خود، توانست از میان هزاران دانشجو، رتبه نخست را در آزمون‌های ورودی دانشگاه‌های معتبر به دست آورد.

💡 رسیدن به اهداف بزرگ در زندگی، نیازمند صبر، پشتکار و بسعی مداوم در مسیر درست است تا بتوان از چالش‌های مختلف عبور و پیروز شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران