بدیهت

لغت نامه دهخدا

بدیهت. [ ب َ هََ ] ( ع، اِ ) بدیهة.
- بربدیهت؛ بی اندیشه: گفت [ خواجه احمد ] بنده نیز بیندیشد آنگاه آنچه او را فراز آید باز نماید که بر بدیهت راست نیاید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 258 ). و رجوع به بدیهة و بدیهه شود.
بدیهة. [ ب َ هََ ] ( ع اِ ) آغاز: لک البدیهة؛ یعنی تراست آغاز کردن. || ناگاه. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). مفاجاة. ( از اقرب الموارد ). حدیث: من رآه بدیهةً هابه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || سخن بی اندیشه، یقال هو ذوبدیهة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). سخن نااندیشیده. ( مهذب الاسماء ): اجاب علی البدیهة؛ پاسخ گفت نااندیشیده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به بدیهه شود.
بدیهة. [ ب َ هََ ] ( ع مص ) ناگاه و نااندیشیده آمدن. ( از منتهی الارب ). بی اندیشه آمدن سخن و ناگاه آمدن چیزی. ( غیاث اللغات ). بَده. بَداهَة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بده. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به بده و بداهة و بداهت شود.

فرهنگ فارسی

بر بدیهت بی اندیشه.

جمله سازی با بدیهت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و این هدایت الهی که بدان این طبایع همی مر خویشتن را نگاه دارند از فساد و فنا و رنج، به منزلت روح است مر طبایع را که مر ایشان را قوت حس نیست. و هم این هدایت الهی به نفوس پیوسته است بر ترتیب، چنانکه نبات بدین هدایت کوشنده است اندر مصالح خویش بر اندازه شرف نفس خویش به کشیدن غذا و زیادت پذیرفتن و زادن مانند خویش به تخم و بیخ، و حیوان بدین هدایت طلب کننده است مر غذای سزاوار خویش را و پرهیزکننده است از آنچه مر او را هلاک کند – چه از اندرون او از غذای غیر موافق و چه از بیرون او از دشمن او – و جوینده است مر جفت خویش را تا به زایش مر نوع خویش را باقی کند. و مردم که مر او را نفسی شریف تر است از نفوس (دیگر) حیوانات، (مر او را از هدایت الهی که) لذات نفوس اندر آن است، نصیب بیشتر است از نصیب حیوانات. و نصیب حیوان بیشتر از نصیب نبات است از این هدایت، و نصیب نبات بیشتر از نصیب طبایع است. و هیچ موجودی از هدایت الهی بی نصیب نیست، از بهر آنکه هر موجودی را بقاست و بقای موجودات اندر هدایت الهی است، بدین شرح که گفتیم. و هدایت ها یاری حق است مر موجودات را و بقای او – سبحانه – به ذات اوست. و اگر این هدایت الهی به نفس انسانی نپیوستی، مردم بی تعلیم ندانستی که جزو چیز کمتر از کل خویش باشد و ندانستی که چیزهای بسیار که هر یکی از آن به اندازه چیزی دیگر باشد، همه همچند یکدیگر باشند. و این (اولی) است که اندر بدیهت عقل ثابت است از هدایت الهی.

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز