اساءه

لغت نامه دهخدا

( اساءة ) اساءة. [ اِ ءَ ] ( ع مص )اِسائه. اِسائت. بدی کردن با. ( منتهی الارب ) ( صراح ).بدی، مقابل احسان و نیکی: اساءة اَدَب:
چه اسائت ز من آمد که بدین تشنه دلی
بسوی مشرب احسان شدنم نگذارند.خاقانی.|| گمان بد بردن به کسی. ( تاج المصادر بیهقی ): اساءة ظن. || تباه کردن چیزیرا. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با اساءه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 702 - عن جعفر بن محمد عليه السلام عن آبائه عليه السلام فى وصيه النبىصلى الله عليه و آله لعلى عليه السلام قال: يا على اربعه اسرع شى ء عقوبهرجل احسنت اليه فكافاك بالاحسان اساءه و رجل لاتبغى عليه و هو يبغى عليك ورجل عاهدته على امر فوفيت له و غدر بك و رجل وصل قرابته فقطعوه.

ربع الخالی یعنی چه؟
ربع الخالی یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز