برکوهان
مترادفها
کوهها، کوهستانها
لغت نامه دهخدا
برکوهان. [ ب َ ] ( اِ ) آهنگ صدا و آهنگ و هم آهنگی آلات موسیقی. ( ناظم الاطباء ). ماه برکوهان. رجوع به ماه برکوهان شود. || صدای طوطی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آهنگ صدا و آهنگ و هم آهنگی آت موسیقی ماه برکوهان.
جمله سازی با برکوهان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و یاگویی یکی دریای زخّار نهاد ستند برکوهان صرصر