ورف
🌐 و قفسه
«وَرَف» در عربی به معنی «سرسبزی، طراوت، سایهگستریِ شاخ و برگ» یا حالتی از شادابی و خرمی است. این واژه اغلب برای توصیف درختان، گیاهان یا فضایی بهکار میرود که پرپشت، سرزنده و خرم است. در فارسی میتوان آن را نزدیک به «شکوفاییِ سبز و خرّم» یا «طراوت» دانست.
فعل (verb)
📌 اسکله
📌 قفسه
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ورف
جمله سازی با ورف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وضع البائع الصناديق فوق ورف خشبيّ قديمٍ داخل المتجر الصغير قرب الباب.
فروشنده جعبهها را روی یک قفسه چوبی قدیمی داخل مغازه کوچک نزدیک در گذاشت.
💡 علّقت الأسرة صورةً جميلة فوق ورف الغرفة لتمنح المكان مظهراً أكثر أناقة.
خانواده یک تصویر زیبا بالای قفسه اتاق آویزان کردند تا جلوه زیباتری به اتاق بدهند.
💡 امتلأ ورف المكتبة بالكتب الجديدة بعد أن رتبتها الموظفة بعنايةٍ فائقة.
قفسه کتابخانه پس از اینکه کارمند آنها را با دقت بسیار چید، پر از کتابهای جدید شد.