غروبه
متضادها
طلوع، سپیدهدم، صبح
لغت نامه دهخدا
غروبه. [ غ ُ ب َ / ب ِ ] ( اِ صوت ) غرنبه. فریاد و شور و مشغله و بانگ و خروش. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). غرنبه. غرونبه. ( برهان قاطع ).
طلوع، سپیدهدم، صبح
غروبه. [ غ ُ ب َ / ب ِ ] ( اِ صوت ) غرنبه. فریاد و شور و مشغله و بانگ و خروش. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). غرنبه. غرونبه. ( برهان قاطع ).