برق وار

لغت نامه دهخدا

برق وار. [ ب َ ] ( ص مرکب ) همانند برق. || مجازاً، تند و سریع. || درخشان:
صبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار
خنده زد اندر هوا بیرق او برقوار.خاقانی.

فرهنگ فارسی

هماند برق یا مجازا تند و سریع.

جمله سازی با برق وار

💡 پس مکن در ره توقف زینهار همچو آب از برق میرو برق وار

💡 غبار تن نبود ماه جان بود آن جا سزد سزد که بر آن چرخ برق وار روم

💡 پس قدم در راه بنهاد و برفت برق وار اندر ره افتاد و برفت

💡 که برق وار جهد از نیام او خنجر شهاب وار رود از کمان به شتاب

💡 گرم رو بر خوان آهم برق وار موج زن طوفان چشمم اشکبار

💡 ای دل آخر برق واری در گذر تا بیابی روی آن صاحب نظر

باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز