لغت نامه دهخدا
برزاج. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نهارجانات بخش حومه شهرستان بیرجند. سکنه آن 115 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
برزاج. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان نهارجانات بخش حومه شهرستان بیرجند. سکنه آن 115 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
برزاج یک روستا در ایران است که در دهستان جلگه ماژان شهرستان خوسف واقع شده است. برزاج ۲۸ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنومالی برزاج یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر بیرجند استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است.