لغت نامه دهخدا
بر زبر چشم. [ ب َ زَ ب َ رِ چ َ ] ( ترکیب اضافی ) بالای چشم.
- بر زبر چشم ابرو گفتن کسی را؛ بالای چشم ابرو گفتن کسی را. نیارستن سخنی به او گفتن:
با که توان گفت که آهو بود
بر زبر چشم تو ابرو بود.زلالی ( آنندراج ).
بر زبر چشم. [ ب َ زَ ب َ رِ چ َ ] ( ترکیب اضافی ) بالای چشم.
- بر زبر چشم ابرو گفتن کسی را؛ بالای چشم ابرو گفتن کسی را. نیارستن سخنی به او گفتن:
با که توان گفت که آهو بود
بر زبر چشم تو ابرو بود.زلالی ( آنندراج ).
بای چشم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس رنگ که نقاش ازل می آمیخت تا بر زبر چشم تو خالی انگیخت