بد زینهار

لغت نامه دهخدا

بدزینهار. [ب َ ] ( ص مرکب ) بدعهد. بدپیمان. عهدشکن:
کنون دانم که خود یادم نیاری
که هم بدمهر و هم بدزینهاری.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

بد عهد بد پیمان.

جمله سازی با بد زینهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نیک اگر شد قرین بد شد بد زینهار از قرین بد زینهار

ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز