لغت نامه دهخدا
بد دعا. [ ب َدْ، دُ ] ( اِ مرکب ) دعای بد و نفرین و لعنت. ( آنندراج ).، بددعا. [ ب َدْ، دُ ] ( ص مرکب ) کسی که نفرین کند و لعنت نماید. ( ناظم الاطباء ).
بد دعا. [ ب َدْ، دُ ] ( اِ مرکب ) دعای بد و نفرین و لعنت. ( آنندراج ).، بددعا. [ ب َدْ، دُ ] ( ص مرکب ) کسی که نفرین کند و لعنت نماید. ( ناظم الاطباء ).
کسی که نفرین کند و لعنت نماید یا دعای بد و نفرین و لعنت.
💡 با تو به بد دعا نکنم گر تو بد کنی در رنج و درد گر کنم ای بت خطا کنم
💡 بد دعا زنبیل و این دولت خلیل مینگنجد در دعا اقبال عشق
💡 برایشان بد دعا کردند و نفرین به جان رنجیده حیوانات مسکین
💡 بهر چشم بد دعای عاشقان گرد تعویذ کلاهش بنگرید