لغت نامه دهخدا
بالوده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) افزوده. نمو کرده. بزرگ شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بالیده شود.
بالوده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) افزوده. نمو کرده. بزرگ شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به بالیده شود.
بالیده، نموکرده، بزرگ شده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتند بلای او چکار کند گفت: بوتهٔ است که مرد را بالاید هر که درین بوته بالوده گشت هرگز او را بلا ننماید.