بازی فراخ

لغت نامه دهخدا

بازی فراخ. [ ف َ ] ( ص مرکب ) بمجاز، در برابر تنگخوی. در شعر سعدی بدین سان آمده است:
سعدیا عاشق نشاید بودن اندر خانقاه
شاهد بازی فراخ و زاهدان تنگخوی.
که بمعنی مَزّاح و فراخ خوی در برابر تنگخوی است، اما همین بیت در نسخ متأخر بدین صورت در آمده است:
سعدیا مستی و مستوری بهم نایند راست
شاهدان بازی مزاج و صوفیان بس تنگخوی.
و مصراع دوم بدینسان نیز در نسخ آمده است:
شاهدان بازی فراخ و...

فرهنگ فارسی

در برابر تنگ خوی

جمله سازی با بازی فراخ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سعدیا عاشق نشاید بودن اندر خانقاه شاهد بازی فراخ و زاهدان تنگ‌خوی

💡 آن غمزۀ او نه بس حریفست، مکن بازی فراخ با دهان تنگش

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز