ابنالمعتز با نام کامل ابوالعباس عبدالله بن المعتز، از شخصیتهای برجسته ادبی و فرهنگی دوره عباسیان بود که در خانوادهای خلافتی و سیاسی رشد یافت و به عنوان یکی از نوادگان خلفای عباسی شناخته میشد. او در قرن سوم هجری زندگی میکرد و از همان دوران جوانی به فراگیری علوم ادبی، زبان عربی، شعر و فنون بلاغت پرداخت و در این زمینهها مهارت بسیار بالایی کسب کرد. ابنالمعتز در محافل علمی زمان خود با بسیاری از نحویان، لغویان و ادیبان بزرگ معاشرت داشت و از دانش آنان بهره فراوان برد و در نتیجه به یکی از چهرههای شاخص ادبی تبدیل شد. او از شاگردان فکری و علمی افرادی مانند مبرد و ثعلب بود که از بزرگترین نحویان و ادیبان عرب محسوب میشدند و همین موضوع نقش مهمی در شکلگیری جایگاه علمی او داشت. در کنار فعالیتهای علمی، ابنالمعتز در حوزه شعر نیز بسیار توانمند بود و اشعار او از نظر فصاحت، زیبایی بیان و قدرت تصویرسازی مورد توجه ادیبان قرار گرفت. یکی از مهمترین خدمات علمی او تألیف کتابهایی در زمینه ادب و نقد ادبی بود و به ویژه در علم بدیع، از نخستین کسانی به شمار میرود که به صورت مستقل به این موضوع پرداخته است. از آثار مهم او میتوان به کتاب «البدیع» اشاره کرد که در آن اصول و نمونههای زیباییشناسی ادبی را بررسی کرده و نقش مهمی در توسعه این علم داشته است. با وجود جایگاه علمی و ادبی برجسته، ابنالمعتز درگیر کشمکشهای سیاسی دوران خلافت عباسی شد و مدتی کوتاه به خلافت نیز رسید، اما این دوران بسیار کوتاه و ناپایدار بود. پس از سقوط قدرت سیاسیاش، او به دست مخالفان سیاسی گرفتار شد و سرانجام زندگیاش با مرگ ناگهانی پایان یافت.
ابن المعتز
لغت نامه دهخدا
ابن المعتز. [ اِ نُل ْ م ُ ت َزز ] ( اِخ ) ابوالعباس عبداﷲبن المعتزبن المتوکل بن المعتصم بن الرشیدبن المهدی. او در ادب و شعر یگانه روزگار خویش بود و درک صحبت بسیاری از علماء نحو و اخباریین کرد و از فصحای اعراب شعر و لغت فراگرفت. و در علوم ادبیه تلمیذ مبرّد و ثعلب بود.و نزد پسر عم خویش معتضد خلیفه جاه و حرمتی بسزا داشت و نخست او در علم بدیع کتاب کرد. پس از مرگ مُقتفی درباریان خلیفه مقتدر را خلع کردند و او را در 20 ربیعالاوّل 296 هَ.ق. به نام مرتضی باﷲ یا المنصف یا الغالب بخلافت برداشتند و وی تنها یک روز دست خلافت داشت و فردا حمات مقتدر فائق آمدند و ابن المعتز در خانه ابن الجصاص گوهری پنهان گشت و به دوم ربیعالثانی دستگیر و به امر مقتدر کشته شد. مادر او غیر عربیه بود. از جمله کتب اوست: کتاب الزهر و الریاض. کتاب البدیع. کتاب مکاتبات الاخوان بالشعر. کتاب الجوارح و الصید. کتاب السرقات. کتاب اشعارالملوک. کتاب الاَّداب. کتاب حلی الاخیار. کتاب طبقات الشعراء. کتاب الجامع در غناء. ارجوزه ای در ذم صبوح. ( ابن الندیم ):
کو جریرو کو فرزدق کو لبید و کو زهیر
رؤبه عجاج و دیک الجن و سیف ذوالیزن
ابن هانی ابن رومی ابن معتز ابن قیس
دعبل و بوشیص و آن شاعر که بود اندر یمن.منوچهری.
فرهنگ فارسی
ابوالعباس عبد الله بن معتز بن متوکل ( مقت. ۲۹۶ ه ق. ). وی در ادب و شعر عرب مهارت داشت و درک محضر بسیاری از علمای نحو و اخباریان را کرد و در زمره فصحای شعر و لغت عرب بشمار است. او نخستین کسی است که در بدیع عرب کتاب تالیف کرده. پس از مرگ مقتفی درباریان مقتدر را خلع کردند و ابن المعتز را در ربیع الاول ۲۹۶ بخلافت برداشتند و او تنها یک روز خلیفه بود و پس از عزل بامر مقتدر کشته شد. از تالیفات او الزهر و الریاض البدیع مکاتبات الاخوان بالشعر الجوارح و الصید است.
او در ادب و شعر یگانه روزگار خویش بود
جمله سازی با ابن المعتز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنت تفسیری مرسوم در ادیان ابراهیمی در سدههای میانه را میتوان از عناصر شکل دهنده مطالعات نقد ادبی دانست. از سده نهم میلادی نیز در ادبیات عربی آثاری برای نخستین بار مشخصاً در زمینه نقد نگاشته شدهاست که از این میان میتوان نخست کتاب الحیوان و دوم کتاب البیان و التبیین نوشته جاحظ و کتاب البدیع نوشته عبدالله ابن المعتز را نام برد.