استداره

لغت نامه دهخدا

استداره. [ اِ ت ِ رَ ] ( ع مص ) گرد شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). گرد گشتن. گردی. تدویر. || گرد چیزی درآمدن. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). بگرد چیزی درآمدن. گردیدن. ( منتهی الارب ). || استداره آنست که سطح طوری بود که خطی بر آن احاطه کند که در داخله آن نقطه ای فرض شود که جمیع خطوطی که از آن نقطه بر نقاط مختلفه آن محیط وصل شود مساوی باشد. ( تعریفات جرجانی ). استداره عبارتست از اینکه خط یا سطح مستدیر باشد و شرح آن در ضمن معنی خط گفته شد. ( کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ معین

(اِ تِ رِ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - گرد گشتن، گرد برآمدن. ۲ - به شکل دایره بودن.

فرهنگ عمید

به شکل دایره بودن، گِرد بودن، گِردی.

فرهنگ فارسی

به شکل دایره بودن، گردبودن، گردشدن، گردچیزی در آمدن، گردشدگی، گردی
۱ - ( مصدر ) گرد گشتن گرد بر آمدن. ۲ - بشکل دایره بودن. ۳ - ( اسم ) گردی تدویر.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] گرد چیزی در آمدن را استداره گویند. از آن در باب صلات سخن رفته است.
در صحّت نماز جماعت به صورت دائره بر گرد کعبه، اختلاف است.

ویکی واژه

گرد گشتن، گرد برآمدن.
به شکل دایره بودن.

جمله سازی با استداره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس خواجه ابوالطیب امیر عتاب ورقاأ الشاعر الشیبانی را که از فرزندان عمر و بن کلثوم الشاعر بود بدین عمل نصب کرد و استادی درودگر بود. در نیشابور که مثل او نبود او را حسین نجار گفتندی. مدتی روزگار صرف کردند تا اره آن بساختند و اسباب آن را مهیا کردند و استداره ساق این درخت چنان‌که در کتب آورده‌اند مساحت بیست بیست و هفت تازیانه بوده است. هر تازیانه رشی و ربعی بذارع شاه؛ و گفته‌اند در سایه آن درخت زیادت از هزار گوسفند گرفتی و وقتی که آدمی نبودی و گوسفند و شبان نبودی و حوش و سماع آن جا آرام گرفتندی و چندان مرغان گوناگون بر شاخ‌ها مأوی داشتند که اعداد ایشان کسی در ضبط حساب نتواند آورد.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز