پزشک و حکیم برجستهای بود که در دوران شکوفایی تمدن اسلامی میزیست و همعصر با بزرگانی چون شیخالرئیس ابنسینا به شمار میرود. اگرچه در پرسش شما اشارهای به «صحابی بودن» ایشان شده است، اما با توجه به زمان حیات وی در حدود قرن چهارم و پنجم هجری قمری، ایشان جزو صحابه پیامبر اکرم (ص) نیستند؛ بلکه یکی از چهرههای محوری در حلقه پزشکان و فلاسفه مسیحی ایرانشناس و مسلمانتبار آن دوره محسوب میشوند که در انتقال و توسعه علوم پزشکی و فلسفی نقش بسزایی داشتند. زندگی حرفهای ابوسهل عمدتاً در دربار آل مأمون در خوارزم سپری شد، جایی که محیطی علمی برای تحقیق و پژوهش فراهم بود.
مشهورترین اثر ابوسهل مسیحی، کتاب عظیم و جامع وی با عنوان «المائة فی الصناعة الطبیة» است. این اثر که به مثابه دائرةالمعارف پزشکی زمان خود بوده، به پوشش تمامی ابعاد و اصول طب میپرداخته و مرجعی اساسی برای پزشکان پس از او به شمار میرفته است. علاوه بر این شاهکار، رسالههای متعدد دیگری نیز از این حکیم به رشته تحریر درآمده که نشاندهنده وسعت دانش اوست. شهرت ابوسهل تنها محدود به پزشکی نبود؛ وی در حوزههای مرتبط با علوم پایه مانند هندسه، نجوم و حکمت نیز تألیفاتی داشته که این چندوجهی بودن، جایگاه او را به عنوان یک دانشمند فراگیر در آن عصر تثبیت میکند.
سرنوشت این حکیم با سرنوشت استادش، ابنسینا، گره خورده بود. در حدود سال ۴۰۳ هجری قمری، هنگامی که ابوسهل مسیحی در سفر همراه ابنسینا از بیابانهای خشک و صعبالعبور خوارزم به سمت خراسان در حرکت بودند، متأسفانه دار فانی را وداع گفت. مرگ او در میانه راه، نه تنها ضایعهای برای ابنسینا بود، بلکه میراث علمی ارزشمندی را در مسیر انتقال و تداوم خود با وقفه مواجه ساخت. با این وجود، آثار باقیمانده از او، تا قرنها سنگ بنای آموزش پزشکی و فلسفی در مراکز علمی جهان اسلام و اروپا باقی ماند.