اروی

این واژه در لغت‌نامه‌های عربی و فارسی چند معنای متفاوت دارد که مهم‌ترین آن‌ها به «بز کوهی ماده» اشاره می‌کند و این معنا به صورت جمع در زبان عربی نیز به کار رفته است. در این کاربرد، «اروی» جمع واژه «اروية» است و به نوعی حیوان وحشی از خانواده بزهای کوهی گفته می‌شود که در کوهستان‌ها زندگی می‌کند. در معنای دیگر، «اروی» به صورت صفت تفضیلی از ریشه «رَوی» آمده و به معنای «بسیار سیراب‌تر» یا «بیشتر سیراب‌کننده» به کار می‌رود. این واژه در برخی امثال عربی نیز دیده می‌شود که در آن‌ها برای بیان شدت سیری یا بی‌نیازی از آب استفاده شده است. همچنین در منابع لغوی، «اروی» به معنای «بیشتر روایت‌کننده» یا «راوی‌تر» نیز آمده و در حوزه حدیث و نقل روایت کاربرد داشته است. در کنار این معانی، این واژه به عنوان یک نام زنانه در میان عرب‌ها نیز شناخته شده و در تاریخ نام برخی افراد بوده است. در جغرافیا نیز این واژه به نام برخی مناطق و روستاها اطلاق شده که نمونه‌هایی از آن در سرزمین‌های اسلامی ذکر شده است. بنابراین «اروی» واژه‌ای چندمعنایی است که بسته به زمینه، می‌تواند به حیوان، صفت، نام شخص یا نام مکان اشاره داشته باشد. این تنوع معنایی نشان می‌دهد که واژه در متون قدیمی عربی کاربردهای گسترده و گاه متفاوتی داشته است. به طور کلی، این کلمه واژه‌ای است با ریشه عربی که هم در معنای طبیعی (حیوان)، هم در معنای ادبی (صفت) و هم در نام‌گذاری اشخاص و مکان‌ها به کار رفته است.

لغت نامه دهخدا

اروی. [ اَ وا] ( ع اِ ) ج ِ اُرْویّة، به معنی بز کوهی ماده و آن جمع کثرت است بر غیرقیاس. ( منتهی الارب ). یاقوت گوید: اروی، و هو فی الاصل جمع ارویة و هو الانثی من الوعل و هو افعولة الا انهم قلبوا الواو الثانیة یاءً و أدغموها فی التی بعدها و کسروا الاولی لتسلم الیاء و تقول ثلاث اراوی فاذا کسرت فهی الاروی علی افعل بغیر قیاس و به سمیت المراءة. ( معجم البلدان در کلمه اروی ).
اروی. [ اَ وا ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از رَی و رِوی ̍. سیراب تر.
- امثال:
اروی من الحوت.
اروی من النعامة؛ لانها ترید الماء فان رائته شربته عبثاً.
اروی من النمل؛ لانها تکون فی الفلوات.
اروی من بکر هبنقة؛ هو یزیدبن ثروان و هو الذی یحمق و کان بکره یصدر عن الماء مع الصادر و قد روی ثم یَرد مع الوارد قبل ان یصل الی الکلأ.
اروی من حیة؛ لانها تکون فی القفار فلاتشرب الماء و لاتریده.
اروی من ضب؛ چه او آب نخورد و استنشاق باد سرد او را بس باشد.
اروی من معجل اَسعد؛ وی مردی احمق بود و در غدیری افتاد، پس پسر عموی خود اسعد را ندا کرد و گفت ویلک ناولنی شیئاً اشرب الماء و همچنین فریاد میکرد تا غرق شد و اصمعی در کتاب امثال خویش گوید اروی من معجل اسعد مشدداً و المعجل الذی یجلب الابل جلبة ثم یحدرها الی اهل الماء قبل ان ترد الابل. اصمعی لفظ مزبور را شرح کرده ولی قصه مثل را نیاورده است و اسعد بدین تأویل قبیله ای است. ( مجمع الامثال میدانی ).
الجرع ُ اَروی و الرشف اَنقع.
|| نعت تفضیلی از روایت. بسیارروایت تر. روایت کننده تر. راوی تر: و یقول ابوسعیداروی من ابی علی و اکثر تحققاً بالروایة و اثری منه فیها. ( معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج 3 ص 19 س 8 ). ابوسعید اجمع لشمل العلم و انظم لمذاهب العرب و ادخل فی کل باب و اخرج عن کل طریق و الزم للجادّة الوسطی فی الدین و الخلق و اروی للحدیث و اقضی فی الاحکام. ( معجم الادباء یاقوت، در ترجمه حسن بن عبداﷲ ابوسعید السیرافی چ مارگلیوث قسم اول از جزء 3 ص 99 س 17 ).
اروی. [ اَ وا ] ( اِخ ) نامی از نامهای زنان عرب، از جمله نام مادر عثمان. ( از منتهی الارب ).
اروی. [ اَ وا ] ( اِخ ) نام دهی است بمرو. ( منتهی الارب ). یکی از قرای مرو بدوفرسنگی آن و ابوالعباس احمدبن محمدبن عمیرةبن عمروبن یحیی بن سلیم الارواوی بدان منسوبست. ( معجم البلدان ). || آبی قرب عقیق نزدیک هاجر و آنرا مثلثة اروی نامند و آب مزبور از آن فزاره است و شاعر گوید:

فرهنگ فارسی

نامی از نامهای زنان عرب از جمله مادر عثمان

دانشنامه عمومی

آروی. آروی ( به انگلیسی: Arvi ) یک منطقهٔ مسکونی در هند است که در بخش ورده واقع شده است. آروی ۶٫۷۸ کیلومتر مربع مساحت و ۴۲٬۸۲۲ نفر جمعیت دارد و ۸۲۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.

جمله سازی با اروی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آنجا که او در واقع از اهالی استان حضرموت در جنوب یمن به‌شمار می‌رود، همیشه تلاش کرده‌است که در جهت معرفی موسیقی حضرموتی تلاش کند. اولین ترانه اروی، آهنگ حضرموتی «کما الریشه» (به فارسی: مانند پر) بود که قبل از او توسط ابوبکر سالم اجرا شده بود.

💡 ذؤیب بن موسی وادعی همْدانی (درگذشته ۲۹ آوریل ۱۱۵۱ م. در حوث، یمن) اولین دارنده مقام داعی مطلق در اسلام طیبی اسماعیلی بود. او توسط ملکه اروی صلیحی به این سمت منصوب شد.