امکانی

لغت نامه دهخدا

امکانی. [ اِ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به امکان. ممکن. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

مسنوب به امکان و ممکن

جمله سازی با امکانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از علت امکانی دل صحت کلی یافت چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم

💡 پیام‌نما امکانی است که در تلویزیون‌های دیجیتال و آنالوگ به کار گرفته شده‌است. می‌توان گفت تلتکست نشریه‌ای الکترونیکی است که توسط تلویزیون قابل دریافت است. این فناوری اولین بار در سال ۱۹۷۰ و در کشور بریتانیا استفاده شد.

💡 طبق قرارداد ۱۹۳۳، شرکت نفت ایران و انگلیس انحصار نفت ایران را در دست خود داشت. اما این فعالیت پر سود مدت‌ها مورد نظر شرکت‌های نفتی آمریکایی نیز بود و آن‌ها منتظر بودند که امکانی برای ورود به عرصه نفت ایران پیدا کنند.

💡 ز امکانی و ز امکان فراتر استی چون بر ز شکوفه ثمر ز اعصان

💡 به ملک بی‌تمیزی داشت عالم ربط امکانی گشودم چشم و خلقی را ز یکدیگر جدا کردم

💡 علاوه بر آن اقامتگاه بوم گردی اسماعیلان در نزدیکی انارک نیز چنین امکانی را برای مسافران فراهم می آورد.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز